رضا قليخان هدايت
2116
مجمع الفصحاء ( فارسي )
رويد چو موى بر بدن خستگان زره * بارد چو آب بر جگر تشنگان سنان پولاد پرنيان صفت آبگونش را * يكسان شود بريدن پولاد و پرنيان از كوه گاه زخم گرانتر كند ركاب * وز باد وقت حمله سبكتر كند عنان برقى گرفته بر كف و ابرى به پيش رو * ماهى نهاده بر سر و چرخى به زير ران گردان شوند پيش قوى زخم او ضعيف * شاهان شوند زير نگون چتر او ستان و له ايضا شد باد به آتش به فعل يكسان * وز باد هوا خاك ساخت آسان آهو چو غضنفر در آتش از بت * ماهى چو سمندر در آب عطشان الماس گهر تيغ زمردآساى * از تف هوا لعل گشت و مرجان گشت آب عزيز و به قيمت زر * زر آب شد و سر برون زد از كان سنگ آب شد اندر مسام صحرا * خون شد اندر عروق حيوان از سوختن خويش بىشهابى * شيطان به فلك در بماند حيران خورشيد اثرى يافته است گويى * از خشم خداوند و صدر اعيان اقبال بزرگان ابو المظفر * فهرست كمال و كمال احسان بعضى اين قصيده را به نام ديگرى نوشتهاند و چون در ديوان او ديدم به نام او نوشتم چون كبك شسته لب به شراب مروتى * كبكى از آن به طوق معنبر مطوقى در بزم خوبتر ز تذرو ملونى * وان در مصاف چيرهتر از باز ازرقى بر آفتاب طنز كنى و مسلمى * بر مشترى و ماه بخندى و برحقى گر ماه در لباس كبود و منقط است * تو شاه در قباى نسيج و مغرقى قطعات و رباعيات مرا به غزنى بسيار دوستان بودند * به نامهاى ز من آن قوم را نيايد ياد مگر كه جمله بمردند و نيز شايد بود * خداى عز و جل جمله را بيامرزاد * * *